X
تبلیغات
❤ღ❤کلبــــــه ی عــاشــــق تنهـــــا❤ღ❤

❤ღ❤کلبــــــه ی عــاشــــق تنهـــــا❤ღ❤

(◡‿◡✿)هیچ کس تنهایم حس نکردღ♥ღکاش فقط تو یک ثانیه درکم میکردی (◡‿◡✿)

سلام به همه...

 

باعرض سلام وخسته نباشین به برادان وخواهران عزیزخودم

خیلی خوش اومدین به وبلاگ خودتون امیدوارم خوشتون بیادولذت ببرید

1-برادان وخواهران عزیز نظریادتون نره

2-عزیزان آدرس وبلاگتون حتمابزارین تابتونم به وبلاگ قشنگتون سربزنم وجواب نظرات گلتون بدم

موفق وپیروز وسربلند باشین

تاآپ بعدی شمارو بخدا میسپارم

جهت عضویت در سایت کلیک کنید


 

[ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 ] [ 1:5 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


تنهایی


لعنت به من كه ساده بريدم....لعنت به من كه دردتو نديدم

لعنت به من كه پاي تو نموندم....لعنت به من كه قلبتو شكوندم

روياي تو شده جدايي از من....همنفسم بيا بمون پيش من

خودت ميدوني كه سهم ما نيست....جداي و بريدن و شكستن

چشماي من پر از اشك شب و روز....حق ميدم بهت تو اتيش عشق من نسوز

برو با مردي كه تو روياهاته....ولي بدون قلب منم باهاته

روياي تو كابوس شب هاي من....دليل خنده هات حرف دل من

ميخواي بري ،برو كنار اون كه....حرفاش دروغه گل تنهاي من

از این ور و اونور شنیدم داری عروس میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفت این دلم

خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی

فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی

باور نمی کردم بخواهی راستی راستی تنهام بذاری

آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری

گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می شینی

[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 19:57 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


پا در میانی خدا...


عاشق هم شدی مثل زلیخا سمج باش...


آنقدررسوا بازی دربیارتاخداخودش پادرمیانی کند....

[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 19:18 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


من خاطرت را میخواستم نه خاطره ات را . . .

به هم میرسیم میشیم 3نفرمیشیم

من و تو وشادی

ازهم دورمیشیم 4نفرمیشیم

تو وتنها,من وخاطره

[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ] [ 6:1 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


چیکار میکنی؟


اگه دوست دختر /پسرت رودرحال خیانت ببینی


چیکار میکنی؟؟؟


[ جمعه بیست و ششم مهر 1392 ] [ 19:41 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


عیـــــــدقــــــربان بــــرهمــــه مبـــــــارکـــــ


خدایا قسمت می دهم هر لحظه کمکم کنی تا نفسم را


به قربانگاه درگاهت عرضه کنم


و تو قربانی شدن و نلرزیدن و نلغزیدن را عنایت فرما


عید سعید قربان مبارک


[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 12:34 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


اگه قول میدی .....

اگر به یه نفرقول دادی که باهاش بمونی....

دیگه حق نداری چراغ امیددلشوخاموش کنی....

روحرفت باش وعاشقش باش....

مطمئن باش دنیاشو به پات میریزه...

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 15:13 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


دلــــــم

دلم برای یک نفر تنگ است....

نه میدانم نامش چیست....

ونه میدانم چه میکند...

حتی خبری ازرنگ چشم هایش هم ندارم....

رنگ موهایش رانمیدانم.....

لبخندش راهم...

فقط میدانم که باید باشد نیست

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 3:29 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


بازهم بوی ماه مدرسه آمد


تـــوجـــــــه!!!!!!                   تــوجـــــــه!!!!!

دوسوال دارم  دوست دارم اقعاراستشو بگین!!!!!!

1-مدرسه یادانشگاه ترک تحصیل یافارغ تحصیل؟؟؟؟؟؟؟

2-چه حسی داری درسهادوباره شروع میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 0:37 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


عروسک هم دل داره

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.


دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن


دربین اونا


یک عروسک باربی هم بود.


مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟


...
 و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.

اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید

دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم

نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.

مهمان با کنجکاوی

پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!

دخترک جواب داد:

آخه اگه منم دوستش نداشته

باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،

اونوقت دلش میشکنه ...

[ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 ] [ 15:23 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


سکوت کن

سکوت کن صدایت آزارم میده


سکوت کن وازاینجا برو میخوام تنها باشم


سکوت کن رهایم کن بزارتوحال خودم باشم


سکوت کن فقط سکوت کن


[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 22:31 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


گفتگو باخدا


گفتگو با خدا

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
خدا گفت پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم بلی: اگر وقت داشته باشید
خدا لبخند زد
فرمود وقت من ابدی است
چه سوالی در ذهن داری که میخواهی بپرسی
گفتم: اینکه چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد

اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند
اینکه سلامتیشان را صرف بدست اوردن پول میکنند
 و بعد
پولشان را خرج حفظ سلامتیشان!
اینکه با نگرانی نسبت به اینده، زمان حال فراموششان می شود.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال!
اینکه آنچنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد!
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند!
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
                    بعد پرسیدم.......
به عنوان خالق انسانها می خواهید آنها چه درس های از زندگی بیاموزند؟
خدا با لبخند پاسخ داد
اینکه یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما می توان محبوب دیگران شد
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارای بیشتری دارد
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم
اما سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
با بخشیدن
بخشش بیاموزند
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاَ دوست دارند
اما بلد نیستند احساسشان را نشان دهند
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
ویاد بگیرند من اینجا هستم

همیشه

 همه جا

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 1:28 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


من امروز به تو نیاز دارم نه فردا!!!


به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن

به جای اون متن هایی که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک شادم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا!!!

[ شنبه نوزدهم مرداد 1392 ] [ 12:11 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


نمیبخشمت

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

 به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

 به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی

 نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی . . .

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 23:36 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


چقدردوست داشتم.....


چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید

چرانگاه هات آنقدرغمگین است؟

چرالبخندهایت آنقدربی رنگ است؟

اما افسوس         افسوس

هیچ کس نبودهمیشه من بودم ومن تنهایی پرازخاطره

آری باتو هستم باتویی که ازکنارم گذاشتی

وحتی یک بارهم نپرسیدی چراچشم هانت بارانی است


[ چهارشنبه پنجم تیر 1392 ] [ 13:5 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


ازنگاهت خواندم


از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،

اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم

حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!

تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،

تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!

وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد

چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،

چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟

همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،

عشقت در قلبم بی انتهاست !

همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس

، تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!

دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !

دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!

از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،

تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!

از نگاهت خواندم  تو همانی که من میخواهم ، آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ،

که آخر سر تو شدی مال من ، شدی یار و عشق بی پایان من!

از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …

نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ،

و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!

چه انتخاب زیبایی بود ، از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ،

و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری،

در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری!

[ شنبه هجدهم خرداد 1392 ] [ 17:49 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


تولده دورنکنین!!!!!!


ســــــــــــــــــــــلام اجیـــــــــــــاوداداشـــــــــــــــا خوبیــــــــــــــن؟

خیلی وقته باهاتون نحرفیدم ولی من بیشتر باشعرام سعی میکنم بحرفم وحرف دلم بگم

اول ازهمه چیزرحلت امام برشماها گلها تسلیت میگم

یه خبر دارم  اگه گفتین چه خبر؟؟؟؟؟یکم بیشتر فکرکنین


بایه کیک دراتاقو بازکن میدونی چه خبره

   


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 0:52 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


دلم برای کسی تنگ است


دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ  است…

دلم برای کسی تنگ  است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ  است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ  است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ  است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ   است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ  است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی  تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی  تنگ  است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی  تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ  است  که دل  دل  تنگیهایم است…

دلم برای کسی تنگ  است


[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 21:45 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


اگه غمگين باشم دليل اين غم تويي


http://upload.iranvij.ir/image_tir91/13405660842.gif

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

 

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ،نه آن گونه که می خواهم باشند

  

  یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

 

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

 

 یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

 

 چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 18:51 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


پدرجان روزت مبارک

پدر مثل خودکار می مونه

شکل عوض نمی کنه

ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه

مادر مثل مداد می مونه

هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی

تا اینکه تموم می شه


vqs32e.jpg (311×368)

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین

و میبینی چقدر آهسته میره میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه… 

وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ،

دلت میخواد بمیری

[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 13:17 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


میخوام بمیرم

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟

بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری

خدا جون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی

اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟

خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟

من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن

من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟

خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته

زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره

اون می خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره

خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت

ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟

بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:1 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


چـــه خـــوش خیــــ❤ــــال اســ❤ـــت !!!


چـــه خـــوش خیــــ❤ــــال اســ❤ـــت !!!

فـــ❤ـــــاصلــه را مـــــ❤ـــی گویــــم !!!

به خـــــ❤ــــیـــالـــش

تـــــ❤ــــو را از مـــــ❤ـــن دور کــــ❤ـــــرده ...

نــــ❤ـــمــی دانــد

تــــ❤ـــــو جــایـــت امــــ❤ــن اســت

ایـــ❤ـــنــجـــا

مـــیـــان دلــــــ❤ـــــــم ...

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 11:37 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


خیلی وقته دلم تنگ شده....


خیلی وقته دلم تنگ شده واسه کسی که بهش بگم :

7 صبح اگه بیدار بودی بیدارم کن !

اگه رفتم پشت خطش قطع کنه و بگه : جونم ....

اگه باهاش قرار گذاشتم زودتر از من بیاد ،

یواشکی از تلفن خونه بزنگه بهم !

دوستاشو بپیچونه بخاطر من ....

منو با تنهاییام ؛ تنها نذاره !

خیلی وقته دلم تنگ شده ...


[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 11:26 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


سلام من دیگه برگشتم


_سلام سلام صدتاسلاااااااااااااااام

_خوبییییییین خوشین سلامتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

_قبل ازهرچیزی بااینکه دورهم شده میخوام بگم سال نوتون مبارک

ایشالله که سال خوب وپرازبرکت و...داشته باشین

_خوب چه خبرا تعطیلات خوش گذشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

_داداشهاوابجهای دوست داشتنی منو ببخشیدکه چندماهی یامدتی

بدون خداحافظی وبدون خبر رفتم

_خیلی خیلی ممنون که درنبودم به وبلاگم سرمیزدین

_واییییییییی هرچقدربگم دلم براتون تنگ شده بودکم گفتم

حتی دلم برای وبلاگهای قشنگتون تنگ شده بود

[ سه شنبه بیستم فروردین 1392 ] [ 16:0 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


من ميرم واسه...

می دانی؟

یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

... ... باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

[ چهارشنبه دوم اسفند 1391 ] [ 4:27 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


خیلی سخته...

خيلي سخته

عاشق کسي باشي که حتي روحشم خبر نداشته باشه....!!!

اما خيلي شيرينه که

يواشکي...

عاشقانه....

نگاهش کني و توي دلت بگي:

" آخه لامصب خيــلي دوسـتـت دارم...!!!"

[ سه شنبه یکم اسفند 1391 ] [ 22:26 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


تقدیم به...


اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم

اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم

اگر گل بودم شاخه اي از وجودم راتقديم وجود عزيزت ميکردم

اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم

ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه

هستم دوستت دارم.

[ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 19:9 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


به راستی زندگی چیست؟


92.jpg (400×400)

به راستی زندگی چیست؟

اگرخنده است چرا می گریم اگرگریه است پس چرا

می خندیم اگرمرگ است پس چراجاویدنیست اگر

جاویداست پس چرامی میریم.اگرعشق نیست پس

چرا پایدارنیست اگر عشق نیست چرا عاشق می شویم؟؟؟؟

عاشق نشویداگرتوانید

تادرغم عاشقی نمانید!

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 18:53 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


به کی بگویم.....

حرفهای ناگفته ام به کی بگویم 

به کی بگویم درکم نکردی ولی تکرم کردی

به کی بگو چقدردلم برات تنگ شده

به کی بگو دنیای من فقط توی

به کی بگو اگه یه روز نباشی من هیچم

به کی بگوحالا دلم چقدرهوات کردم

به کی بگو حالا چقدربهت احتیاج دارم که کنارم باشی

به کی بگوکه.............

به کی بگویم.................

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 5:41 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]


بی بهانه مرا در آغوشت بگیر دلتنگم


دستانم را بگیر معبودم .بی بهانه مرا در آغوشت بگیر دلتنگم

دلتنگ بودنها و نبودنها ، دلتنگ کوچه ها ، دوستها

من دلتنگم تنهاترین

خدایا این احساس رو از من بگیر ، این دلتنگیرو ، تنهایی رو این حس مادری رو

ازمن بگیر.

خدایا تا کی باید بشینم و چشم به معجزت بدوزم..

این امتحاناتت کی تموم میشه ،پاهام دیگه جون ندارن ،دستام میلرزه

میخوای انقدر ازم امتحان بگیری که رفوزه بشم؟؟ ...دیگه میخوام انصراف بدم

کم آوردم..رفوزه شدم ..از این درسای دنیا

نمیدونم با اونایی که توی امتحاناتت رفوزه شدن چیکار میکنی؟

درسته رفوزه ام ولی باز هم چشم امیدم فقط بخودته

نکنه منو از درگاهت برونی...نکنه دیگه تو اغوشت نگیری

خودت گفتی که تو از مادرهم بمن مهربانتری .

پس منو محکمتر بگیر محکمتر بغلم کن میخوام بیشتر از این احساست کنم

میخوام تو وجودت غرق بشم مهربانترین

امیدمو نا امید نکن

جزتو کسی رو ندارم

تنهام

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 0:29 ] [ ღرهاورقیهღ ] [ ]